سفرنامه اصفهان 4- خوانسار - گلپایگان - ارگ گوگد

مسیر برگشت را خوانسار - گلپایگان - قم - تهران انتخاب کردیم . در مسیر به تابلوی چادگان و سد زاینده رود رسیدیم . در کنار سد زاینده رود  ویلاهای شیک و زیبایی ساختند در واقع پاتوق اصفهانی است مثل شهرک های شمالی برای تهرانی ها . به هرکسی هم اجازه ورود نمی دهند باید یا اونجا ویلا داشته باشید یا نامه ای از ارگانی یعنی یک شهرک اختصاصی. ما می خواستیم برویم کنار سد کمی استراحت کنیم ولی اونجا هم بدون نامه اجازه ورود نمی دادند ماه هم دور را دور سد را تماشا کردیم و استراحت کردیم .

بعد یه سمت خوانسار راه افتادیم در مسیر به گلستانکوه رسیدیم (15 کیلومتری خوانسار)من تعریف لاله های واژگونش را شنیده بودم اونجا هم ورودی می گرفتند به محض اینکه به گلستانکوه رسیدیم باران شدیدی شروع به باریدن کرد والا بهش باران نمیشه گفت تگرگ بود . ما هم تو ماشین نشستیم به انتظار اینکه رگباری بیش نیست و تمام میشه ولی انگار نه انگار . تمام کسانی هم که به دشت و کوه رفته بودند مجبور شدند برگردند همه خیس خیس شدند . ما هم دیدن لاله ها را از پشت پنجره ماشین بسنده کردیم و برگشتیم . این باران سفر ما را به ابیانه را برایمان تداعی کرد اونجا هم چنان بارانی می بارید که سیل راه افتاده بود . در ضمن گلستانکوه پوشش گیاهی دیگری مثل گون های گز انگبین ، پیاز وحشی ( موسیر ) و انواع گل‌های زیبا که از آن جمله می توان انواع لاله‌های سرنگون ، سرنگون ایرانی ، سرنگون حنایی ، لاله  بیشه زار ، لاله آتشی و لاله  کوهی دارد. در ورودیش هم این تابلو دیده میشد:

"گلستان را کویر نکنیم"  

راه خوانسار در پیش گرفتیم .این شهر در فاصله ای حدود 150 کیلومتری شمال غرب شهر اصفهان واقع شده است . ظهر هنگام به خوانسار رسیدیم . خوانسار را دوست داشتم چون شهری خوش آب و هوا ،مصفا ،زیبا و آرام (شاید چون ظهر روز تعطیل بود ارام بود) است . وزش باد در درختان سر به فلک کشیده را دوست داشتم . خوانسار به راستی شهری است در حصار کوهها، باغ شهری آرمیده در دامنه های زاگرس و شکل گرفته در مسیر  رودی که سرچشمه اناربار ( رود قم ) است.  از همه مهمتر سبزی ها و خشکبار خوب و خوشمزه ای دارد . خلاصه یک عالمه خرید کردیم . در ضمن عسل خوانسار را فراموش نکنید . یک پارک سرچشمه هم دارد که چشمه های زیبا که از دل کوه بیرون می ایند ولی ما به دلیل ضیق وقت و همچنین شلوغی این مکان ورودی را پارک را بسته بودند از دیدن آن گذشتیم . و انشالله به سفر بعدی موکول کردیم . خوانسار از اون جاهایی که دوست دارم دوباره ببینمش. 

 به سمت گلپایگان راهی شدیم . ناهار را در کبابی های معروف گلپایگان خوردیم واقعا کباب هم کباب های گلپایگان . بسیار خوشمزه و لذید بود. در مسیر هم از ارگ گوگد دیدن کردیم . گوگد یعنی گاو بزرگ و این ارگ بنایی قدیمی است که بازسازی شده و مسافران میتوانند در اطاقهایش اقامت کنند.فضایی کاملا سنتی دارد.حیاطی سرسبز،حوضی بزرگ و پر آب٬در و پنجره هایی منبت کاری و چوبی٬دیواره هایی از کاهگل با رنگ خوش صورتی٬شبستان هایی تودرتو فضای باغ  ایرانی را برایت زنده میکند.نام دیگر این بنا هم ارگ علیخانی است چون مستنداتی وجود دارد که شخصی به نام "علیخان بختیاری" نصف این بنا را به عنوان مهریه به همسر خود بخشیده بود.

یکی دژ برآمد ز راه نخست                            ز رزم آوران نام آن را بجست
شنید این سخن نام دژ گوگد است                در او ایمن از هرچه دیو و دد است

 

در این سایت هم می توانید اطلاعات بیشتری از ارگ گوگد بخوانید:

http://biyataberavim.persianblog.ir/post/510

/ 7 نظر / 82 بازدید
مژده

چه عکسای قشنگی... منهم خیلی دوست دارم در اولین فرصت اگر موقعیتی پیش اومد یه سفر به اینجاها داشته باشم

مرتضی

سلام.درست همون مسیری رو رفتید که ما رفتیم.راستی دلتون بسوزه ما پارک سرچشمه هم رفتیم.[نیشخند] [گل] راستی با یک نظرسنجی به روز هستم.خوشحال می شم که در نظرسنجی شرکت کنید.[گل]

فریار

آزاده جان چه عکسای خوبی گذاشته بودی من که خیلی دلم میخواد این خوانسار رو ببینم.

آبی

وبلاگ فوق العاده ای دارید و احساس می کنم از اطلاعات سفرتون می تونم در جهت تجارب خودم استفاده کنم. اگه تمایل داشتید به من هم سر بزنید. شادزی[لبخند]

فریار

[گل][گل][گل]

سلام این چند تا پستی که گذاشتی رو مطالعه کردم و لذت بردم. ممنون

نرگس

سلام. اصالتا گلپایگانی هستم. خوشحالم که در این مسیر به شما خوش گذشت.