تئاتر شمس پرنده
تو پرانتز بگم بعد از مدتی با وبلاگم آشتی کردم هر چند بهش سر می زدم ولی حس نوشتن نداشتم حالا تصمیم گرفتم یک چیزهایی بنویسم.
پنجشنبه 26 آبان به تئاتر شمس پرنده به کارگردانی خانم پری صابری در تالار وحدت به اتفاق همسری رفتیم.
اخرین روز اجرا بود و استقبال خوبی شده بود. نمایش خوبی با ارکستر زنده بود با موضوع شمس و مولانا ولی جای کار بیشتری داشت.حرکات نمایشی این تئاتر و همچنین گروه موسیقی و آواز آن به خوبی از عهده اجرا بر آمدند ولی کار از ترکیب مناسبی برخوردار نبود.
بازی آقای محمد حاتمی در نقش مولانا و آقای سیروس اسنقی در نقش شمس بسیار عالی و گیرا بود. و خواننده نقش مولانا که صدای بسیار زیبایی داشت و کل نمایش را تحت تاثیر قرار داده بود.
رقص سماش هم خوب بود ولی می تونست بهتر باشه و تماشاچی را بیشتر تحت تاثیر قرار بده.
کاش این نمایش را همزمان با تولد مولانا اجرا می کردند.
بازگشت
سلام به همه دوستان
بعد از سفر (این سفر هم جریانی دارد)محل کارم دو هفته ایی تعطیلات تابستانی داشت یعنی حدود یکماه سر کار نیامدم. راستش اصلا تو خانه هم طرف کامپیوتر هم نرفتم . دوست داشتم یک مدت دور از همه چی درکنار خانواده باشم .
حالا از سفر بگم که محل کارم قرء کشی برای عمره انجام می داد ولی گفته بودند فقط با یک همراه . من هم دیدم ما که سه نفریم بی خیالش شدم و در قرء کشی شرکت نکردم . ولی همسرم بدون اینکه به من بگه ثبت نام کرده بود و اسمش تو قرء کشی در امده بود (در ضمن من و همسرم در یک سازمان مشغول کار هستیم ) اینطوری شد که ما دو نفره رفتیم سفر. خاطره هم پیش مامانم بود و خدارا شکر هیچ بهانه گیری هم نکرده . سفر بیاد ماندنی بود به خصوص اینکه با تعدادی از همکاران بود.(مدینه : هتل دارالرحمه - مکه : هتل سرایا تقوی)
حالا هم که اومدم وبلاگ چند تا از دوستان را خواندم با این اوضاع سفارت به کل ناامید شدم . با این بلاتکلیفی هیچ برنامه ریزی نمی تونیم بکنیم . فقط امیدوارم زودتر از بلاتکلیفی در بیایم . مثلا بگن 1 سال دیگه ، 2 سال دیگه ، 5 سال دیگه . نه اینطوری که اصلا معلوم نیست پرونده شما کی بررسی بشه.
ادامه مطلبعمره مفرده
عازم خانه خدا هستیم . چند هفته ای نیستم .
دریاچه ولشت
تعطیلات خرداد نمک آبرود رفتیم . در مسیر از دریاچه ولشت بازدید کردیم . من خیلی وقت بود که دوست داشتم دریاچه را ببینم ولی همیشه که شمال می امدیم از ترس اینکه گرفتار ترافیک نشویم جایی توقف نمی کردیم و تخته گاز در حرکت بودیم . ولی این دفعه چون چهارشنبه صبح راه افتاده بودیم جاده خلوت بود و ماشین را به سمت دریاچه کج کردیم. دریاچه ولشت در 2 کیلومتر پس از مرزن آباد به سمت چالوس است . یک جاده خاکی با شیب تند . بعد از گرفتن ورودی و دادن کیسه مخصوص زباله به دریاچه رسیدیم .
دریاچه ولشت یکی از دریاچه های آب شیرین ایران این دریاچه به ابعاد ۴۰۰ در۶۰۰ متر و عمق بیش از 40 متر است . میحط بسیار آرام و دلچسبی داشت . تمام افراد با کلی امکانات آمده بودند چادر ،گاز پیک نیکی ، قایق بادی ، قلاب ماهیگیری ، بساط کباب ...... . بعضی ها خانوادگی بودند بعضی ها هم مجردی. قایق ها هم برای سوار شدن کرایه میدادند ولی بعضی هم خودشون قایق های بادی داشتند.

ما که چند ساعتی اونجا نبودیم ولی مکان خوبی برای سفر یکروزه یا آخر هفته می تونه باشه.
بعد از جاده عباس آباد به نمک آبرود رفتیم . جاده بسیار دیدنی و قشنگی بود.
سفرنامه اصفهان 4- خوانسار - گلپایگان - ارگ گوگد
مسیر برگشت را خوانسار - گلپایگان - قم - تهران انتخاب کردیم . در مسیر به تابلوی چادگان و سد زاینده رود رسیدیم . در کنار سد زاینده رود ویلاهای شیک و زیبایی ساختند در واقع پاتوق اصفهانی است مثل شهرک های شمالی برای تهرانی ها . به هرکسی هم اجازه ورود نمی دهند باید یا اونجا ویلا داشته باشید یا نامه ای از ارگانی یعنی یک شهرک اختصاصی. ما می خواستیم برویم کنار سد کمی استراحت کنیم ولی اونجا هم بدون نامه اجازه ورود نمی دادند ماه هم دور را دور سد را تماشا کردیم و استراحت کردیم .
بعد یه سمت خوانسار راه افتادیم در مسیر به گلستانکوه رسیدیم (15 کیلومتری خوانسار)من تعریف لاله های واژگونش را شنیده بودم اونجا هم ورودی می گرفتند به محض اینکه به گلستانکوه رسیدیم باران شدیدی شروع به باریدن کرد والا بهش باران نمیشه گفت تگرگ بود . ما هم تو ماشین نشستیم به انتظار اینکه رگباری بیش نیست و تمام میشه ولی انگار نه انگار . تمام کسانی هم که به دشت و کوه رفته بودند مجبور شدند برگردند همه خیس خیس شدند . ما هم دیدن لاله ها را از پشت پنجره ماشین بسنده کردیم و برگشتیم . این باران سفر ما را به ابیانه را برایمان تداعی کرد اونجا هم چنان بارانی می بارید که سیل راه افتاده بود . در ضمن گلستانکوه پوشش گیاهی دیگری مثل گون های گز انگبین ، پیاز وحشی ( موسیر ) و انواع گلهای زیبا که از آن جمله می توان انواع لالههای سرنگون ، سرنگون ایرانی ، سرنگون حنایی ، لاله بیشه زار ، لاله آتشی و لاله کوهی دارد. در ورودیش هم این تابلو دیده میشد:
"گلستان را کویر نکنیم"

![]()
راه خوانسار در پیش گرفتیم .این شهر در فاصله ای حدود 150 کیلومتری شمال غرب شهر اصفهان واقع شده است . ظهر هنگام به خوانسار رسیدیم . خوانسار را دوست داشتم چون شهری خوش آب و هوا ،مصفا ،زیبا و آرام (شاید چون ظهر روز تعطیل بود ارام بود) است . وزش باد در درختان سر به فلک کشیده را دوست داشتم . خوانسار به راستی شهری است در حصار کوهها، باغ شهری آرمیده در دامنه های زاگرس و شکل گرفته در مسیر رودی که سرچشمه اناربار ( رود قم ) است. از همه مهمتر سبزی ها و خشکبار خوب و خوشمزه ای دارد . خلاصه یک عالمه خرید کردیم . در ضمن عسل خوانسار را فراموش نکنید . یک پارک سرچشمه هم دارد که چشمه های زیبا که از دل کوه بیرون می ایند ولی ما به دلیل ضیق وقت و همچنین شلوغی این مکان ورودی را پارک را بسته بودند از دیدن آن گذشتیم . و انشالله به سفر بعدی موکول کردیم . خوانسار از اون جاهایی که دوست دارم دوباره ببینمش.
به سمت گلپایگان راهی شدیم . ناهار را در کبابی های معروف گلپایگان خوردیم واقعا کباب هم کباب های گلپایگان . بسیار خوشمزه و لذید بود. در مسیر هم از ارگ گوگد دیدن کردیم . گوگد یعنی گاو بزرگ و این ارگ بنایی قدیمی است که بازسازی شده و مسافران میتوانند در اطاقهایش اقامت کنند.فضایی کاملا سنتی دارد.حیاطی سرسبز،حوضی بزرگ و پر آب٬در و پنجره هایی منبت کاری و چوبی٬دیواره هایی از کاهگل با رنگ خوش صورتی٬شبستان هایی تودرتو فضای باغ ایرانی را برایت زنده میکند.نام دیگر این بنا هم ارگ علیخانی است چون مستنداتی وجود دارد که شخصی به نام "علیخان بختیاری" نصف این بنا را به عنوان مهریه به همسر خود بخشیده بود.
یکی دژ برآمد ز راه نخست ز رزم آوران نام آن را بجست
شنید این سخن نام دژ گوگد است در او ایمن از هرچه دیو و دد است

در این سایت هم می توانید اطلاعات بیشتری از ارگ گوگد بخوانید:
سفرنامه اصفهان 3-کلیسای وانک ، باغ گل ها
کلیسای وانک در منطقه جلفا اصفهان واقع است ه از روی کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان کپی برداری شدهاست.این کلیسا در زمان شاه عباس دوم ساخته شدهاست. وانک در زبان ارمنی به معنی جامع است.

بعد از ورود دالانی وجود دارد که در دو طرف دالان دو اتاق وجود دارد که قبلاً در آن اتاقها به امور مربوط به ارامنه رسیدگی میکردند؛ ولی در حال حاضر یکی به عنوان مغازهای کوچک و دیگری به عنوان اتاق نگهبانی از انها استفاده میشود. دالان به سمت پلکان ورودی میرود. در سمت راست پلکان برج ناقوس واقع است. در زیر این برج دو قبر وجود دارد؛ این قبرها متعلق به سربازی ارمنی و دیگری متعلق به پیشوای ارمنی است. این برج ۳۸ سال بعد از بنای اصلی دیر ساخته شدهاست. هزینهٔ آن را تاجری ارمنی به اسم هوانجان جمالیان متقبل گشتهاست.
دیوارهای کلیسا نقاشی های بی نظیری از داستان خلقت آدم و حوا ، داستان تولد حضرت مسیح ، پیامبری ، معجزه ها ، شام آخر و به صلیب کشیدن ایشان دیده می شود . بسیار بسیار زیبا هستند . یک نکته در تابلو شام آخر من تازه متوجه شدم این است که در بعضی از نقاشی های شام آخر در کنار حضرت مسیح زنی است ولی در بعضی از نقاشی ها تمام افراد مرد هستند که در کلیسا زن کشیده شده است این زن هم داستانش این است که می خواستند زن ف ا ح شه ای را سنگسار کنند عیسی مسیح می گوید کسی که تا به حال گناه نکرده است به او سنگ بزند ، دیگر کسی به او سنگ پرتاب نمی کند. به این ترتیب از طرفداران حضرت مسیح می شود.

تابلوی بهشت و جهنم ، یوسف وزلیخا بسیار زیبا و دیدنی بودند . با اینکه خیلی شلوغ بود ولی دیدن انها خیلی آرامش بخش بود. فقط ایرادی که داشت این بود که کسی این نقاشی ها را توضیح نمی داد .
از موزه کلیسا هم دیدن کردیم کوچکترین کتاب دنیا که یک المانی به موزه هدیه داده بود . اولین دستگاه چاپ1 ایران ، روی تار مویی عبارتی نوشته شده است که با میکروسکوپ دیده می شد. لباس ها و کتاب ها لوازم ان زمان به نمایش گذاشته بودند.
گرفتن عکس هم در موزه و کلیسا ممنوع بود ولی با این حال بعضی از شهروندان فهیم همچنان به عکس گرفتن مشغول بودند متصدی اونجا هم که ارمنی بود نمی دانست با چه زبانی به اینها حالی کنه . واقعا جای تاسف است.
بعد از ان هم در کافی شاپ ان منطقه قهوه فرانسه و کیک خوردیم . در کافی شاپ یک گروه فرانسوی بودند با یک لیدر خانم که باهشون فرانسوی صحبت می کرد یاد دوستم در حال اموزش فرانسه است افتادم . دیدم زبانشون خیلی جالب است کاش فرصت یادگیری فرانسه را پیدا کنم. چند تا لغت فارسی هم یاد گرفته بودند به خاطره می گفتند قشنگ .
بعد از ان هم از باغ گل دیدن کردم . گل های رنگارنگ ، درختان تنومند ، اردک هایی که درون دریاچه شنا می کردند بسیار زیبا بود. درخت زیتون سبز و سیاه هم دیدیم . یک جایی هم برای نگهداری کاکتوس ها با آب و هوای حاره ای درست کرده بودند .
ناهار هم در دیزی سرای نقش جهان صرف کردیم . عصر هم از پل خواجو تا سی سه پل پیاده رفتیم تا دیزی چرب و سنگین هضم شود. دوست داشتم این مسیر را با دوچرخه طی کنم .
صبح هم به طرف خوانسار - گلپایگان و تهران حرکت کردیم.
دلم می خواد بازهم اصفهان را ببینم .
سفرنامه اصفهان 2- میدان نقش جهان
روز بعد از عالی قاپو ، باغ چهل ستون ومسجد شیخ لطف الله در میدان نقش جهان دیدن کردیم .
میدان نقش جهان میدان بزرگ مستطیل شکلی است که بهوسیلهٔ بناهایی از دورهٔ صفوی به دستور شاه عباس صفوی محصور شدهاست.
این میدان با طول تقریبی 507 متر و عرض 158 متر در چهار گوشه خود ، چهار اثر تاریخی را در خود جای داده ا ست .این بناهای چهارگانه در شرق ، مسجد شیخ لطف الله در غرب ، کاخ رفیع عا لی قاپو ، در جنوب ، مسجد پرآوازه جامع عبا سی و در شمال ، سر در با شکوه بازار قیصریه میباشند.دور تا دور میدان را غرفههای دو اشکوبه احاطه کردهاند. در این غرفهها از آن روزگار تا کنون انواع صنایع دستی و سوغات اصفهان به مسافران و گردشگران عرضه میشود.
در دوره شاه عباس و جانشینان او این میدان محلی برای بازی چوگان ، رژه سربازان ، جشن و چراغانی و محل نمایشهای اعیاد و جشنهای مختلف بود. دو ستون سنگی جلو مسجد امام و در قرینه آن روبروی سر در بازار قیصریه ، دروازههای چوگان بازی بودهاند.
کاخ عالی قاپو: عالی قاپو مرکب از دوکلمه عالی و قاپو است که با هم به معنای « سر در بلند » یا « درگاه بلند» هستند. اسامی دیگر آن علی قاپو ، دولتخانه مبارکه نقش جهان و قصر دولتخانه می باشند. تاریخ ساخت بنا به 1054 هـ.ق باز می گردد و بانی آن : شاه عباس اول می باشد.
از زیر سر در بلند کاخ که تمامأ با سنگ ساخته شده به قصر وارد می شویم و به وسیله پلکانی که در دو طرف تعبییه شده اند به طبقات فوقانی میرسیم .
عالی قاپو دارای پنج طبقه است که هر طبقه آن تزئینات ویژهای دارد در طبقه همکف دو تالار وجود دارد که در آن روزگار به امور اداری و دیوانی اختصاص داشت ، در طبقه سوم ایوان بزرگی است که بر هجده ستون بلند و رفیع استوار است و در وسط این ایوان حوض زیبایی از مرمر وجود دارد .
طبقه آخر با گچبری های به شکل جام و صراحی هنرمند معروف عصر صفوی رضا عباسی تالار موسیقی یا اتاق صوت نامیده شده است که انعکاس حاصل از نغمهها ی نوازندگان به وسیله این اشکال گرفته شود و صداها طبیعی و بدون انعکاس صوت به گوش برسند .
معماری کاخ به صورتی است که از در ورودی کاخ که وارد می شوید در دو زاویه مقابل دیوار اهسته صحبت کنید به راحتی شنیده می شود و در هر طبقه فرورفتگی هایی به صورت شومینه دیده می شود که در آن زمان نگهبانان می ایستادند وقتی کسی وارد کاخ می شد نگهبان در ورودی به این طریق از گوشه دیوار به بقیه نگهبانان خبر می داد. می توانید خودتان هم امتحان کنید.
مسجد شیخ لطف الله شاهکاری از معماری و کاشیکاری قرن یازدهم هجری است که توسط استاد محمدرضا اصفهانی از معماران نامدار آن دوره ساخته شدهاست. این مسجد به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شدهاست.
مسجد شیخ لطفالله به نام یکی از علمای بزرگ عصر صفوی به نام شیخ لطفالله جبلعاملی، نامیده شدهاست. شیخ لطف الله یکی از علمای بزرگ دوره صفوی بود. وی از اهالی جبل عامل لبنان بود که مانند شیخ بهایی و برخی علمای دیگر توسط شاه عباس از لبنان به ایران مهاجرت نموده و ابتدا در مشهد و قزوین و پس از آن در اصفهان ساکن شد. از آنجا که حکومت صفوی، حکومتی مذهبی بود و به اسلام و به خصوص مذهب تشیع بسیار بها میداد، علمای آن را نیز تکریم میکرد. از سوی دیگر شیخ لطف الله پدر زن شاه عباس بود. از این رو در محل زندگی شیخ، مسجد و مدرسهای به نام او ساخته شد که در این محل به تدریس دروس فقهی و جلسات دینی اشتغال داشت. شیخ بنا به استفتای خود که برگزاری نماز جمعه در غیاب امام زمان را مجاز میشمرد، به اقامه نماز جمعه در این مسجد میپرداخت و مقلدان او نیز به او اقتدا مینمودند.
تزئینات کاشیکاری همه از کاشیهای معرّق پوشیده شدهاست. هنگام ورود نوری که به گنید می تابد چهره طاووسی را نمایان می کند که می توان بدن و پرهای طاووس را مجسم کرد. بی نظیره.
این مسجد به علت اینکه نه دارای منارهاست و نه دارای شبستان ورودی (حیاط) و همچنین ورودی آن پله میخورد، غیر طبیعی است.عدم وجود شبستان و صحن ورودی، این مسجد را به مقتضیات تقارنی میدان نقش جهان (قرار گرفتن مسجد رو به روی عمارت عالیقاپو) که در نهایت منجر به این مسئله شدهاست که نتوان صحنی یا حیاطی رو به قبله که برای نمازگزاری استفاده شود، برای آن طراحی کرد.این مسجد جهت استفاده همسران شاه عباس بنا شده است و به همین دلیل این بنا فاقد مناره (جهت اذان گفتن) است.در ورودی مسجد به صورت دو لنگهاست که از چوب چنار یکپارچه ساخته شدهاند و پس از گذشت چهارصد سال هنوز پابرجا هستند.
باغ چهل ستون : بسیاری از محققان وجه تسمیه کاخ را انعکاس تصویر بیست ستون بر استخر زیبا و بزرگ عمارت می دانند وعده ای نیز واژه چهل را به نشان تعداد زیاد ستونها می دانند ( عدد چهل در ادب فارسی نشانگر تعدد و کثرت است ) و به روایتی این کاخ ابتدا چهل ستون داشته تا اینکه در بیست و یکم رمضان 1118 هـ.ق بر اثر سانحه آتش سوزی بییست ستون آن از بین رفته و اکنون آثار سوختگی در غرب عمارت دیده می شود .
باغ چهل ستون 67000 متر مربع مساحت دارد که در دوره شاه عبا س اول ساختمان کوچکی به صورت کوشک یا کلاه فرنگی در آن احداث گردید و در زما ن شاه عباس دوم توسعه یافت و چهلستون نام گرفت .
معماری این کاخ ترکیبی از هنر معماری چینی و ایرانی و فرنگی است . عمارت چهلستون مشتمل بر یک ایوان اصلی (بزرگ) به طول 38 متر و عرض 17 متر و ارتفاع 14 متر رو به شرق ساخته شده است ستونهای ایوان هشت ضلعی از جنس چوب چنار و کاج می باشند . چهار ستون وسط بر روی چهار شیر سنگی قرار دارد ، طراحی آنها به گونهای است که دو شیر با یک سر نشان داده می شود . از دهان چهار شیر جلو ، آب به درون حوض می ریزد .
تالار مرکزی کاخ اختصاص به مهمانان خارجی و شخصیتهای کشورهای دیگر داشته است .
نقاشیهای موجود در تالار هر کدام واقعهای تاریخی را به نمایش میگذارند که دو تا از این تابلوها ( جنگ شاه اسماعیل اول با سپاه عثمانی در چالدران و جنگ نادر شاه افشار با هندوها ) در زمان قاجاریه نصب شده است .
من از دیدن نقاشی های کاخ سیر نشدم .قدم زدن در باغ هم جای خود را دارد.واقعا پر از انرژی بود.خارج شدن از باغ کار سختیه .
من خیلی از دختر پسرهای اصفهانی را دیدم که به جای اینکه برند پارک باهم حرف بزنند ترجیح دادند در باغ چهل ستون و مسجد شیخ لطف الله باهم باشند . بهشون غبطه خوردم که همچین جای رمانتیکی برای حرف زدن دارند.
کار خوبی که شهرداری اصفهان کرده اینه که دوچرخه هایی به مدت 2 ساعت با ارائه کارت ملی به صورت رایگان در اختیار شهروندان قرارداده . من دیدم کنار پل خواجو و سی سه پل هم از این دوچرخه ها داره . چه حالی میده فاصله پل خواجو و سی سه پل را با دوچرخه طی کنیم. متاسفانه فرصت نشد ما استفاده کنیم.(انشاالله سفر بعدی)
ناهار هم در بریانی اعظم میل کردیم . بریانی با نان محلی و ریحان غذای لذیذی است . برخلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند غذای چربی است بسیار خوشمزه است.
فرنی اصفهان هم خوردیم خوشمزه بود . به جای شکر از شیره استفاده می کنند.
گز هم از گز شیرین ،به عنوان اولین تولید کننده گز در شهر اصفهان با همت حاج میرزا علی شیخ بهایی در سال 1288 هجری شمسی پایه گذاری شد، خریدیم .
آدرس :اصفهان-خیابان حافظ-خروجی میدان نقش جهان
سفرنامه اصفهان 1- غار چال نخجیر
صبح چهارشنبه از جاده تهران - فم- دلیجان به سمت اصفهان حرکت کردیم. مسیر خوب و آرامی بود . تمییزی هوا ، آسمان آبی و نزدیکی ابرها را بعد از دلیجان حس می کردی . باد خنک و روح نوازی می وزید . از بس در تهران الوده بودم آسمان به این تمییزی و ابرها برایم تازگی داشت . احساس می کردم ابرها خیلی نزدیک زمین بودند . دوست داشتم ساعت ها در این کویر بشینم و نظاره گر ابرها باشم ولی به دیدن از پشت شیشه ماشین بسنده کردم.
در مسیر دلیجان - نراق غار چال نخجیر را دیدن کردیم . به گفته راهنمای غار دومین غار آهکی دنیا است (اولیش را نمی دوست کجاست منم پیدا نکردم). غار بسیار زیبایی است که در دل خود حکایتهایی چند میلیون ساله دارد. عمق غار در حدود 12 کلیومتر است که 4 کلیومتر آن قابل دیدن است . سنگ های تزئینی با اشکال متنوع مانند لاک پشت ، فیل و غیره از جنس آهک ایجاد شده ، دیدن قندیل هایی از جنس اهک یا انعکاس نور روی بوته های بصورت گل کلم و مرجان شگفت انگیزه . واقعا جای دیدنی و زیبایی است. (ورودی غار هم 5000 تومان است.)
اطلاعاتی در مورد غار برگرفته از سایت :
این مواد و املاح باعث ایجاد رنگهای زیر میشوند:
بعد به سمت اصفهان حرکت کردیم . شب در مهمانسرا مستقر شدیم.
ایرانگردی
امروز با سایت خوب خانم شیرین نجوان آشنا شدم . مطالبش خیلی جالب و هیجان انگیز و برای من جدید بود . فکر نمی کردم ایران خودمان همچنین کارهایی کرده باشه . اطلاعات خیلی خوبی از کویر و اقامت در چادرها، اقامت در خانه نقلی از اون خانه های قدیمی کاشان و خیلی مطالب مفید و خواندنی دیگه از ایرانگردی نوشته.
ایرانی ها می رند دبی یکی از تفریح هاشون تور کویر است در صورتی که در کویر متین آباد این امکانات فراهم شده. (از تهران را به سمت بزرگراه اصفهان می روی. پس از گذر از کاشان در کیلومتر 40، با ورود به مسیر خروجی در خلاف مسیر ابیانه به سمت بادرود، با طی حدود 10 کیلومتر به متین آباد می رسی. آنجا تابلوهای اطلاع رسانی کمپ کویری متین آباد وجود دارد. به این ترتیب توسط جاده ای پوشیده از سنگریزه، بعد از حدود 4 ساعت از تهران به محوطه کمپ می رسی.)
اینم سایتش: http://matinabad.com/home/home.aspx
اقامت در خانه های قدیمی یا چادرها :http://www.noghlihouse.com/
فکر کنید شب را در چادر ایل قشقایی بگذرونید صبحانه هم لبنیات محلی و نان محلی میل کنید وای چه حالی میده . 
فیلم Last Night
این فیلم در مورد زوج جوانی(جوانا و میشل) است که سه سال با هم ازدواج کردند. از زمان دانشجویی با هم اشنا شدند . در یک مهمانی جوانا متوجه همکار همسرش (لورا)میشه که نگاه و رفتارهای خاصی با همسرش داره. بعد از میهمانی با همسرش مطرح میکنه و میشل هم میگه ما فقط ارتباط کاری با هم داریم و قسم میخوره به اون هیچوقت خیانت نمی کنه . یک ماموریت چند روزه برای همسرش و لورا پیش میاد. جوانا در نبود همسرش دوست پسر قبلیش(آلکس) که عاشقش بوده را می بینه و شب را در میهمانی با هم بودند یکسری اتفاقات خاصی میافته که جوانا مجبور میشه شب را با الکس بگذرونه با تمام تمایلاتی که داره ولی هیچ خیانتی به شوهرش نمی کنه . جمله جالبی میگه "اگه این کار را بکنم نمی تونم دیگه تو چشم های میشل نگاه کنم".
از طرفی دیگه میشل شب را با لورا همکارش می گذرونه خیلی سعی می کنه جلوی خودش را بگیره ولی حرف هایی که لورا بهش می زنه و کارهایی که اون میکنه اون به زنش خیانت می کنه . صبح از عذاب وجدان شدید ماموریتش را ناتمام میگذاره و برمیگرده پیش جوانا.
نتیجه اخلاقی فیلم به هرصورت مردها به خانم ها خیانت می کنند.


